۱
فضیلت دموکراسی تنها در این است که اکثریت در کنار اعمال قدرت مشروع توان درک و پذیرش خواستههای اقلیت را دارا باشد. بدین سان حاکمیت دموکراتیک تنها مبدل به یک دیکتاتوری مشروع اکثریت نمیشود و منابع دولت-ملت صرف نزاع داخلی قدرت نمیگردد. از اینرو نه تنها بر نیروهای دموکراتیک واجب بلکه اخلاقاً ضروری است که به تعبیه ابزاری جهت انعکاس هرچه بیشتر آراء و نظرات اقلیت به شریان قدرت مشروع همت گمارند. از اینرو دموکراسی فایدهگرا و پویا دقیقاً بجز همجوشی مسالمتآمیز اکثریت و اقلیت در پروسه قدرت نیست.
۲
جان استوارت میل در میان نوشتههای نقد و نظر ستایشانگیزش بر «دموکراسی در آمریکا» اثر توکویل اصرار داشت که دموکراسی در اصل بر دو عنصر حیاتی برقرار میماند: رفاه اقتصادی فراگیر و سواد عامه. در جوامعی که این دو فراهم نباشند خبری از دموکراسی نخواهد بود. در حقیقت دموکراسی پایدار بر مبنای نهادهایی برقرار خواهد ماند که خود در مبنای اصول دموکراتیک برقرار مانده باشند. در جامعه هیچ نهاد دموکراتیکی بدون وجود رفاه اقتصادی و سوادعمومی نمیتواند تشکیل شود.
۳
ویلیام هزلِت در سدهی آزادی و انقلاب کبیر فرانسه در کوچه پس کوچههای اروپا و مخصوصاً به زبان لاتین که همچنان زبان کلیسای خودکامه کاتولیک بود فریاد میزد: «Vox Populi Vox Dei» تا به گوش اهل شریعت برسد که «صدای مردم صدای خداست».