پرفسور ا. ج. آربری شرقشناس معتقد است «سیاست، بخصوص در ایران [قدیم]، با اخلاقیات بسیار نزدیک است.» یک راه شناخت احوال اخلاقی کهن این سرزمین آن است که سرک به میانه گفتههای سیاسی آن اعصار کشیم. در تواریخ اینچنین آمده است، که سیاستنامه (سیرالملوک) خواجه - وزیر الب ارسلان و ملکشاه سلجوقی – توسط منشی سلطان ملکشاه که رئیس خزانه بود انشاء شده است. چنانچه این اطلاعات صحیح باشد آنچه در ادامه میخوانید به نگارش محمّد مغربی است که به دستور خواجه نظامالملک طوسی، یکی از غنیترین و گهربارترین سیاستنامههای فرهنگ ایرانی را به رشته تحریر درآورده است. پرفسور ادوارد براون – شرقشناس – درباره او میگوید: «بهترین دلیل بر قدرت و دانایی این وزیر هرج و مرج و کشتار و کشمکشهای خونینی است که پس از مرگ او روی داد.»استاد مجتبی مینوی نیز در اهمیت خواجه میگوید: «... و ملکشاه جز به تخت نشستن کاری نداشت و از بازی و شکار به چیزی نمیپرداخت. از وقتی چشم به گیتی گشوده بود، خواجه را بر خود دیده بود و زیردست او تربیت یافته بود ...» خواجه ۲۹ سال و سه ماه وزارت دو پادشاه سلجوقی را بر عهده داشت که ناگاه توسط خنجر کینه توز مردی متعصب از فرقه مذهبی اسماعیلی به قتل رسید.
ابتدا بخشی از مقدمه را تحت عنوان «در سبب نهادن کتاب» بخوانیم:
«سبب نهادن این کتاب آن بود که ... ملکشاه [بسال ۱۰۹۱ میلادی] ... چند کس را از بزرگان و پیران و دانایان فرمود که هر یک در معنی مملکت ما اندیشه کنید و بنگرید تا چیست که آن در عهد ما نه نیکوست و بر درگاه و دیوان و بارگاه و مجلس ما شرط آن به جای آرند. و بر ما چه پوشیده شده است و کدام شغل است که پیش از ما پادشاهان شرایط آن به جا میآورند و ما نمیکنیم. و نیز هر چه از آیین و رسم ملوک گذشته بوده است آن تعلّق به دولت و ملک سلجوقیان همه بنویسند و برای ... عرضه کنند تا ما تامل کنیم و بفرماییم تا پس از این کارهای دینی و دنیاوی بر قاعدۀ خویش رود و هر شغلی به جای آورده باشد و آنچ نه نیک است از آن بازدارند. چون خدای عزوجل جهان را به ما ارزانی داشت و نعمت بر ما تمام گردانید و دشمنان ما را مقهور کرد، نباید که هیچ چیز در مملکت ما بعد از این ناقص باشد...» (صص ۱-۲)
درباره مخالفان مردم که خود را لباس مخالفت با دولت میپوشانند اما پس از چندی ظاهر شیطانی آنان بر همگان آشکار خواهد شد و باعث عقب افتادگی اقوام و ملت میگردند و هیچ سودی ندارند، میگوید:
«... اگر .... هیچ این دولت ... را از آفتی حدیثه رسد یا آسیبی ... پیدا شود، این سگها از نهضت بیرون آیند و بر این دولت خروج کنند و دعوی شیعت و قوّت ایشان بیشتر از رافضیان و خرمدینان باشد و هرچه ممکن باشد کرد از فساد و قیل و قال و بدعت چیزی نگذارند. به قول، دعوی مسلمانی کنند و به معنی، فعل کافران دارند ... هیچ دشمن از ایشان شومتر و به نفرینتر نیست و ملک خداوند عالم را هیچ خصمی از ایشان بتر نیست و کسانی که امروز در این دولت قوّتی ندارند و دعوی شیعت میکنند از این قوماند و در سِرّ کار ایشان میسازند و قوّت میدهند و دعوت میکنند و خداوند عالم را بر آن میدارند که خانۀ بنیعباس را بردارد و اگر بنده غطا از سر این دیگ بردارد بس رسوایی بیرون آید.» (صص ۴-۱۹۳)
چنانچه جامعه سالم باشد یعنی مردمان دچار فقر فرهنگی نگردیده باشند، فرمانروای نیک و اهل تقوا و فاضل حاکم میگردد و آنگاه کارها به آسانی انجام میگیرد و اجتماع به انتظام میافتد و امور مردم و مملکت به عدل و نیک رفع میگردد. خواجه نظامالملک میگوید:
«... که چون روزگار نیک فراز آید و زمانه بیمار نگردد، نشانی آن باشد که پادشاه نیک پدید آید و اهل فساد را مالش دهد و وزیر و پیشکاران او نیک باشند و هر کاری، کاردان را فرماید که اهلیت دارند و دو شغل یک کس را نفرمایند و پادشاه از رعیّت پرسیده باشد و کودکان را برنکشد و تدابیر با پیر و دانایان کند و کارها به قاعدۀ خویش باز برد تا کارهای دینی و دنیاوی به نظام بود و هر کسی را به اندازۀ کفایت او عمل بود و هرچه به خلاف این رود رخصت ندهد و کمابیش کارها به ترازوی عدل و سیاست راست گرداند.» (ص ۱۸۳)
در ضرورت حفظ و حراست از دین و احترام به روحانیون و گوش سپاردن به آوای زاهدان و اندیشمندان و بر تن کردن خصایل نیکو، حاکم را چنین نصیحت میکند:
«بر پادشاه واجب است در کار دین پژوهش کردن و فرایض و سنّت و فرمانهای خدای تعالی به جای آوردن و کار بستن و علمای دین را حرمت داشتن و کفاف ایشان از بیتالمال بدید آوردن و زاهدان و پرهیزکاران را گرامی و عزیز داشتن و واجب چنان کند که در هفته یک یا دوبار علماء دین را راه دهد و امر حق تعالی از ایشان بشنود و تفسیر قرآن و اخبار رسول صلّی الله علیه و سلّم بشنود و حکایات پادشاهان عادل بشنود ... نیکوترین چیزی که پادشاه را باید، دین درست باشد زیرا که مملکت و پادشاهی و دین همچون دو برادرند، هرگاه که مملکت اضطرابی دارد، در دین خلل آید و بددینان و مفسدان پدید آیند و هرگه که کار دین با خلل باشد مملکت شوریده بود و مفسدان قوّت گیرند.» (صص ۴۳-۶۲)
پر واضح است که این هرچه بود تمامی ماجرا نبود. مابقی هرچه از این وزیر کاردان بیابم در نوشته هایی کوتاه تقدیم حضور مخاطب می کنم. پیوند نوشته ها را می توانید از ادامه دریافت کنید: