تبليغاتX
تأملات واپسین - مختصری درباب جنگ سی ساله
« چنان رفتار کن که گوییْ بناستْ آئینِ رفتار تو، به اراده ی تو، یکی از قوانینِ عامِ طبیعت شود » ... امانوئل کانت

... از هزارۀ پانزدهم میلاد مسیح در اروپا، تمدّنی از زوال تمدّن فئودال-کاتولیک بر مبنای اقتصاد کشاورزی با ریشه های دو تمدّن باستانی یونان و رُم به عرصه ظهور آمده و متولد می شود که برای نخستین بار نه تنها در تجرد معنایی و کارکردی سه نهاد مرکزی مدیریت تمدّن (مذهب-دولت-خانواده)، بلکه در تک تکِ مولفه های آنها نیز تغییرات نوین پدید می آورد.

یکی از تغییرات مشهود این تمدّن جدید مغرب زمین، فاصلۀ نسبتاً زیادی است که مابین نهاد مذهب و نهاد دولت حادث شده است و برپایۀ اصول سکولار مرزهایی مابین این دو قرار گرفته است.

البته سکولاریسم در غرب مدیون دیگر شرایط تاریخی نیز بود. آنهنگام که مابین فرقه ها و قرائتهای متفاوت از مسیحیت جنگ افتاد؛ به تحقیق دورانی را که به واپسین روزهای اصلاح دینی و پس از درگرفتن جنگ سی ساله[1] می شناسیم، این نهاد دولت بود که نقش میانجی را برای خاتمه دادن به مخمصه بدست آورد. همین جایگاه تازه قدرتی به نهاد دولت داد که در غرب بر تخت برتری بنشیند. جایگاهی که تا پیش از آن از برای نهاد مذهب محفوظ بود. و بدین ترتیب قدرتی نثار دولت شد که بتواند به پشتوانه آن بر نهاد مذهب اعمال نظر کرده و آنرا زیردست خود نگاه دارد.



[1] مراد از جنگ سی ساله نبردی است مابین اقوام مختلف مسیحی بویژه در ناحیه آلمان کنونی که از 1618 تا 1648 میلادی در جریان بود. نه تنها این نبرد دارای برنده مسلمی نبود بلکه هزینه های سرسام آور اقتصادی و اجتماعی به جوامع آن دوران اروپا اعمال کرد. نتیجه به صلح وستفالی انجامید و قطعنامه ای توسط رژیمهای سیاسی وقت اروپا به امضاء رسید که در مبانی نظری تاریخ سیاسی به ابتدای مطرح شدن کلمه «سکولار» مشهور است. اینجا نخستین مرتبه ای است که بسیاری از املاک و مستغلات کلیسایی به غیر روحانی سپرده می شود و از آنها با پسوند سکولار نام برده می شود. همچنین در این قطعنامه بر اهمیت مدارای مذهبی دوچندان تاکید شده است. در همین زمینه رسالات گهرباری توسط C.V. Wedgwood و G. Parker و H. Langer و R. Bonney تحت عنوان «جنگ سی ساله» در دسترس می باشد.  

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 توسط سهیل اسدی |