در پانزدهم اوت ۱۷۶۹ میلادی در جزیره ای بنام کورسیکا از توابع فرانسه، ناپلئون بناپارت چشم به جهان گشود. او مبدل به یک جنگجوی وطن پرست فرانسوی شد. در سلسله وقایع پس از انقلاب کبیر فرانسه به قدرت رسید و چندی پس از آن خود را امپراتور فرانسه خواند. در دوران حاکمیت او اصلاحات بسیاری به ساختار سنتی مذهبی و قضایی فرانسه وارد شد؛ بنای مدرنیته بنیاد شد. ناپلئون پیش از هر چیز یک نابغه ی نظامی بود و سرزمینهای بسیاری را فتح کرد. اما از آنجا که آدمی جایزالخطاست ژنرال اعجوبه از نبوغ خود ضربه خورد و زمین نشست. گفته می شود که لجاجت او در تداوم حمله ی نظامی به روسیه یک اشتباه محض بود.
شصت و دو سال پیش در چنین روزی، جنبش عدم خشونت ماهاتما گاندی به فرجام پیروزی رسید و هندوستان بعنوان کشوری مستقل و آزاد در جهان به رسمیت شناخته شد. امپراتوری بریتانیا به مدت صد و چهل و هفت سال هند را مبدل به یکی از مستعمرات خود کرده بود. فلسفه عدم خشونت در جنبش استقلال طلبی هند باعث شد که این کشور پس از رهایی از دست بیگانه به دموکراسی و آزادی نیز برسد. والا بعید نبود در گردابی که خشونت می آفریند این کشور غرق شود و سر از بنیادگرایی افراطیون درآورد، لاجرم صد تکه شود.