تبليغاتX
تأملات واپسین - فرمان عزل غیرقانونی مصدق

پنجاه و شش سال و یک روز پیش این، شاه وقت ایران، محمدرضا پهلوی شبانه و عاجل در اقدامی خلاف نص صریح قانون اساسی پادشاهی مشروطه ایران در واکنش به  انحلال مجلس هفدهم شورای ملی توسط نخست وزیر محمد مصدق او را از قدرت عزل کرد. متعاقب حکم غیرقانونی عزل که هنوز به نخست وزیر ابلاغ نشده بود بهمراه همسر آنوقتش ثریا اسفندیاری ابتدا به رامسر و سپس کلاردشت روانه شد چنانچه افرادی از دیوان عالی کشور یا از طرف شخص نخست وزیر حکم جلب شاهنشاه را امضاء کرده باشند از ایران بگریزد.

محمدرضا شاه و همسرش ثریا

در محضر قانون: چنانچه عیان گردید انحلال مجلس هفدهم شورای ملی به پشتوانه، آگاهی و حضور مردم صورت می گرفت و این عمل در حیطه ی قدرت نخست وزیر بود. بنا بر قانون اساسی پادشاهی مشروطه ایران تنها مجلس شورای ملی توان عزل و نصب نخست وزیر را داشت، نه شاهنشاه! در دوره ی بین المجلسین هیچ کس توان عزل نخست وزیر را نداشت مگر دادگاه دیوان عالی کشور که شرایط آنرا نیز قانون مشخص کرده بود. حال اینکه امضاء نامه ی عزل نخست وزیر توسط شاه ایران اقدامی کاملاً غیرقانونی بود و جرم محسوب می شد. رسیدگی به این جرم نیز در حیطه ی دادگاه دیوان عالی کشور بود. اصلاً مجال ندادند در هر دو حالت دیوان عالی متشکل از چند قاضی القضات مستقل تشکیل جلسه دهد.

در بیست و سوم امرداد ماه ۱۳۳۲ خورشیدی، زنده یاد محمد مصدق همچنان خود را نخست وزیر قانونی ملت ایران می دانست و مردم نیز حامیان او بودند. پیش از آن مصدق خصوصی به شاه جوان اخطار کرده بود چنانچه فراتر از حیطه ای که قانون برایش تعیین کرده قدم بردارد، ناگزیر کیفرخواستی را علیه شاه به دیوان عالی کشور خواهد فرستاد. همان شب بیست و دوم امرداد ماه بود که افراد وابسته به گارد شاهنشاهی دوتن از یاران و مشاوران دکتر مصدق به نامهای آقایان زیرک زاده و حق شناس را ربودند. همچنین سرتیپ مدبر، رئیس شهربانی وقت کل کشور نیز برای سرپیچی از اوامر مافوق خود – شخص نخست وزیر – تحت فشار دربار و گارد شاهنشاهی قرار گرفت.

نخست وزیر و شاه ناگزیر در مقابل یکدیگر قرار گرفتند؛ بحران به نهایت خود رسیده بود. اولی وظیفه ی قانونی ش را انجام می داد و دومی خود را شخصیتی فراقانونی می پنداشت. شمارش معکوس برای سقوط دولت ملی دکتر محمد مصدق آغاز شده بود.

*****

آخرین نوشته ی گره ی کور! همان است که دیروز نوشتم: « ترقی ایدئولوژی نمی شناسد » در ستایش جمهوری ترکیه و آغاز هشتاد و هفتمین سال حاکمیت دموکراتیک ترک بر سرنوشت خویش.

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388 توسط سهیل اسدی |