تبليغاتX
تأملات واپسین - دفاع همه جانبه دکتر صدیقی از آزادی اجتماعات در ایران
« چنان رفتار کن که گوییْ بناستْ آئینِ رفتار تو، به اراده ی تو، یکی از قوانینِ عامِ طبیعت شود » ... امانوئل کانت

پرزیدنت آیزنهاور Eisenhower در هفتم اوت ۱۹۵۳ (شانزدهم امرداد ۱۳۳۲) و در یک نطق مطبوعاتی از گسترش نفوذ کمونیسم در ایران ابزار نگرانی کرد. به دولت وقت ایران به ریاست زنده یاد محمد مصدق گفت که انتظار نداشته باشد ایالات متحده در چنان شرایطی سکوت پیشه کند. به دنبال انتشار سخنان او در جراید ایران موج اعتراضی توسط حزب توده هدایت و به خیابانها آورده شد. در جریان تظاهرات گسترده پیروان حزب توده اخبار ورود محرمانه ژنرال شوارتسکوف آمریکایی و شاهزاده اشرف پهلوی (از تبعید) به ایران گوش به گوش رسانده شد. گمانه زنی در خصوص رخداد وقایعی آغاز شده بود.

وابستگان دیپلوماتیک سفارت آمریکا در تهران به وزیر کشور وقت – دکتر صدیقی – متذکر شدند چنانچه دولت مطبوع او هیچگونه پشتیبانی از احزاب و عقاید کمونیستی ندارد بهتر آنکه به سرکوب تظاهرات بپردازد. بگفته ی دیپلوماتهای آمریکایی خطر حمله به سفارت آمریکا، کنسولگریهای آمریکا در سراسر ایران، موسسات فرهنگی و آموزشی آمریکایی در جریان تظاهرات حزب توده که با نفرت و انزجار از آمریکا همراه بوده شدت گرفته بود. در مکاتبات دکتر صدیقی با مقامات سفارت آمریکا در تهران به کرات بر صلح آمیز بودن تظاهرات تأکید شده و همچنین کشور ایران بعنوان مملکتی آزاد معرفی شده است که در آن تجمعات و راهپیمایی ها مادامی که به تخریب اموال عمومی و جرم و جنایت کشیده نشود آزاد است.

این سخنان، آمریکایی ها را که به شدت از نفوذ شوروی سابق در ایران واهمه داشتند اقنا نکرد. در واشنگتن چنین باوری قوّت گرفته بود چنانچه ایالات متحده دولت مصدق را به هر نحو سرنگون نکند ایران با ذخایر عظیم نفت و گاز و مجاورت به آبهای گرم جهان به زودی به پشت پرده آهنین فرو خواهد رفت و بخشی از اتحاد جماهیر شوروی خواهد شد. وابستگان درباری شاه در تبعید و لابی بریتانیا بیشترین نقش را در دیکته کردن این باور غلط در محافل سیاسی واشنگتن داشتند. ایالات متحده چنانچه بعدها نیز اعلام شد در آن تاریخ کمترین آگاهی از مکانیزمهای درونی سیاست ممالک خاورمیانه نداشت.
 
                                                          *****
پی نوشت بی ربط: حقیقت، نمی شود از کنار ظلم گذشت و ساکت ماند. چند سطری قلمی کردم برای سعید عزیز: سعید حجاریان. مطلب را می توانید در وبلاگ سعید تحت عنوان "سعید حجاریان؛ نمادی که با رنج هم آمیخته است" بخوانید.
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388 توسط سهیل اسدی |