آنتونی ایدن وزیر امورخارجه وقت بریتانیا در ششم اوت ۱۹۴۱ (پانزدهم امرداد ۱۳۲۰) در صحن پارلمان این کشور به دفاع از حمله نظامی به ایران پرداخت و این ایده را تنها راه پیش روی بریتانیا و متحدانش در جریان نبرد دوم بین الملل دانست. هجده روز پیش از آن دولتهای بریتانیا و روسیه اولتیماتوم متحدی را علیه پادشاهی ایران اعلام داشتند چنانچه ایران دست از حمایت گسترده آلمانهای فاشیست برندارد و مستشاران نظامی آن کشور را اخراج نکند می بایست منتظر عواقب وخیم آن باشد. لشکر ۹ زرهی ارتش بریتانیا در بصره برای حمله به ایران آماده می شد. بعدها مشخص شد که رضاشاه از صدور اولتیماتوم باخبر نشده بود. اطرافیان به سمع و نظرش نرسانده بودند. چنانچه آن اطرافیان دارای فهم دیپلوماسی بین الملل می بودند – که شک داریم! – می بایست از لحن محتوای ضرب الاجل می فهمیدند که ایران در خطر حمله نظامی قریب الوقوع روس و انگلیس قرار دارد. دولتی که اعتراف می کرد بیطرف است اما در عمل به ستون پنجم رژیم فاشیستی هیتلر مبدل گشته بود در شهریورماه همان سال ساقط شد. ایران از شمال و جنوب تسخیر نظامی شد. رضاشاه دستگیر و به تبعید فرستاده شد. پسرش محمدرضا پهلوی سلطنت خود را آغاز کرد.
سی و دو سال پیش در چنین روزی، محمدرضا شاه پهلوی، امیرعباس هویدا نخست وزیر سیزده ساله ش را از قدرت برکنار و جمشید آموزگار را بجای او نشاند. این در حالی است که طبق قانون اساسی پادشاهی مشروطه ایران تعیین، عزل و نصب نخست وزیر در حیطه ی قدرت مجلس شورای ملی بود و نه شخص شاه. اداره امورات مملکتی از جمله قوای مجریه و مقننه به مجلس شورای ملی – بالاترین نهاد ملی تصمیم گیری مملکتی – سپرده شده بود. در پنجاه و سه سال حاکمیت دو پهلوی بجز یک دوره ی دو ساله ی صدارت دکتر محمد مصدق، هیچگاه مجلس شورای ملی در رأس قدرت قرار نگرفت.
هجده سال پیش در چنین روزی، دکتر شاپور بختیار – واپسین نخست وزیر پادشاهی مشروطه ایران – به ضرب گلوله ی ناشناس وابسته به سفارت جمهوری اسلامی در پاریس از پا درآمد. او که عضو جبهه ملی طرفداران دکتر مصدق بود تنها زمانی به قدرت رسید که آخرین شاه ایران در ضعیف ترین هنگام حکمرانی خود به سر می برد. اعضای جبهه ملی ایران پس از سقوط دولت مصدق هیچگاه نتوانستند حتی پائین ترین مقامات کشوری و لشکری را بدست آورند. زنده یاد بختیار وقتی در هیاهوی انقلابی مردم ایران به نخست وزیری رسید به جای تصویر شاه زیر عکس مرحوم دکتر مصدق نشست. او در واپسین روزهای منتهی به انقلاب بهمن ۵۷ در یک مصاحبه مطبوعاتی در اشاره ی مستقیم به آیت الله خمینی گفته بود (نقل به مضمون) ایشان با خود خبر از "استبداد نعلین" می آورد.