تبليغاتX
تأملات واپسین - آن نماند و این نیز نخواهد ماند
« چنان رفتار کن که گوییْ بناستْ آئینِ رفتار تو، به اراده ی تو، یکی از قوانینِ عامِ طبیعت شود » ... امانوئل کانت

چرخ روزگار را ببین چه بازیها دارد. مثل توپی که می اندازی بالا هزار چرخ می خورد تا بیاید پائین. دیر زمانی در این ملک جنبشی شد. ده-پانزده سال مجاهدتها و شهادتها و قهرمانی ها که پشت سی-چهل سال تلاش فکری اهل قلم رخ نمایانده بود منجر به پیروزی آن جنبش شد و ملت ایران رسماً خواست مشروطیت را کوبید بر ملاج شاه خودکامه و مغرور. مظفرالدین شاه قاجار که پیش و پس از رسیدن به تاج و تخت هیچ حق سیاسی برای ملت قائل نبود آنقدر توسط مشروطه خواهان و مردم تحت فشار قرار گرفت که چهاردهم امرداد ۱۲۸۵ هجری خورشیدی ناگزیر «فرمان مشروطیت» را امضاء کرد. امروز در تاریخ ملت ایران ثبت شده است که توانستند نخستین مجلس قانونگذار ملی این کشور را فارغ از اراده ی حاکمان تشکیل دهند. نامش شد «مجلس شورای ملی» و مکانش در خانه ملت که ملک بخشیده ی مرحوم میرزا حسین خان سپهسالار بود به ملت ایران واقع در میدان بهارستان جنب مسجد، مدرسه و بازار سپهسالار. یک عدد تابلوی «عدل مظفر» را کوبیدند به سر درش و بدون هیچ فیلتر و نظارتی نمایندگان منتخب ملت داخل شدند تا مردم خود حاکم بر جان و مال و ناموس خود باشند بعلاوه اینکه اراده ی خود را به حاکم تحمیل کنند. فراز و نشیبهایش آغاز شد.

آن را پس از چندی به توپ بستند و مدتی تعطیل شد. دوباره به راه افتاد و آزادیخواهان درونش از هر سو فریادها می زدند. قلیل کهنه پرستی که وارد می شد بانگ غرغر سر می داد. محدودیت بر آن گذاشتند، پچ پچ ها شروع شد. استبداد روی کار بود و نفس همه را می برید. مستبدان یکی پس از دیگری نامه خفیه می نوشتند به اهل مجلس چنانچه حرفی بزنند گلویشان را بیخ تا بیخ خواهند برید. دوباره سکوت بر خانه ی ملت حکمفرما می شد. این شاه می رفت و آن یکی می آمد؛ یک سلسله می رفت و سلسله بعدی می آمد، خانه اما پابرجا بود. تا انقلاب بهمن ۵۷ تابلوی عدل مظفر بر سر درش بود و تا ۱۳۶۸ خورشیدی نامش همچنان مجلس شورای ملی باقی ماند. قرار بود سمبل مشروطه ملت ایران باشد؛ یعنی که نماد حق حاکمیت مردم در تعیین سرنوشت خویش بماند. نشان دهد که مشروعیت یک حکومت تنها و تنها برآمده از مردم است، جغد در آن لانه کرد... فرزندان این جغد دیگر بزرگ شده اند و قرار است امروز یکی از آنان با دهن کجی کامل به ملت ایران در خانه ی ملت ایران یکبار دیگر سوگند دروغین برجا بیاورد. آنچه قدر مسلم است اینکه خانه ی ملت پابرجاست و خواهد ماند؛ مستبد است که می رود. چون آن دیگران نماندند، این نیز نخواهد ماند.

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 توسط سهیل اسدی |