تبليغاتX
تأملات واپسین - تاریخ پیدایش واژه «قرون وسطی»
« چنان رفتار کن که گوییْ بناستْ آئینِ رفتار تو، به اراده ی تو، یکی از قوانینِ عامِ طبیعت شود » ... امانوئل کانت

آنان که در قرون وسطی (یا بقول برخی فلاسفه­ی متأخر: قرون میانه) می­زیستند، هرگز چنین نامی بر دوران خویش ننهادند. این عبارتِ اسمی، واژه­ای است که مردمانِ اندیشه­گرای عصر مدرنیته بر عوالم مردمانی نهادند که صدها سال پیش چشم از جهان بسته بودند؛ آنان مردمانی بودند که بر شهود و ادراکاتِ غیبی بیش از عقلانیتِ تجربی اهمیت می­دادند.

واژه­ی قرون وسطی برای نخستین مرتبه در سال ۱۶۶۷ میلادی توسط هُرن دولیدن (Horn de Leyden) بکار برده شد. به اجماع مورخین، محدوده­ی زمانی قرون وسطی از سقوط امپراتوری رُم (بخش غربی) در اواخر سده پنجم میلادی تا آغاز عصر رُنسانس (نوزایش) در ایتالیای سده­ی پانزدهم میلادی است. در عالَم اندیشه (به اخص فلسفه)، محدوده­ی تقریباً هزار ساله­ای از عصر آگوستینِ قدیس (Saint Augustine) تا به دوران توماس آکویناس (Thomas Aquinas) را در بر می­گیرد که کم و بیش منطبق بر تقسیم­بندی فوق است.

بنا بر دلایلی بسیار، اینْ تقریباً هزار سال را در مقایسه با دیگر ادوار تاریخ بشر، عصر تاریکی و انقیادِ فکر و جمودِ اندیشه، همزمانْ دین­گراییِ افراطیِ بشر اروپایی دانسته­اند. 

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر 1390 توسط سهیل اسدی |