برخی بر این باورند که بویژه در عرصهی فلسفه سیاسی عملی میبایست مارتین هایدگر را فیلسوفی تمامعیار در عصر تمامیتخواهی دانست. عصری که شاهد روی کار آمدن دولتهای کلانْ ادعا و نمایندگانِ روحِ تاریخیِ هگلی بود. تنها او بود که شجاعانه از استبداد آهنین هیتلر دفاع کرد و لقب تنها فیلسوفِ مدافع پیشوای آلمان نازی را با خود یدک کشید. هایدگر اصولاً با تجدد (مدرنیته) و بساط روشنگری کانتی آن سر ناسازگاری داشت. علم جدید را نمیپسندید. یعنی از بنیاد نوین آن - شکلگیری تا به امروز - رضایت خاطر نداشت؛ انگار گویی علمْ آن نبود که بقول غربیها جایگزین دین شود. هایدگر اگرچه بیخدایی بیدین بود، وزنهی مذهب را از علم سنگینتر و برکات آنرا نیز بیشتر میدانست.