دوران کودکی نسل من در حالی طی شد که "ترینها" تنها در ایالات متحده آمریکا بود و دست اکثریتی از مردمان این کرهی خاکی از آن کوتاه بود. بخشی از رویای آمریکایی و قدرت بیرقیبش در عرصه اقتصاد و سیاست بینالملل برخاسته از همین بنا کردن برترینها بود. اما اکنون داستان جهان تغییر کرده است. دیگر "ترینها" در خاک ایالات متحده آمریکا نیست.
تفکر نیستانگار (Nihilism) - آرمان متولد در قرن
نوزدهم - چنین وانمود میکند که با علم واقعیات سر و کار دارد. این نحلهی فکری اعتقاد دارد که تمامی باورها و اعتقادات بشری انعکاس ارزشهای ذهنی فردی است بنابراین نمیتواند انعکاس واقعیت باشد. آنچه این مکتب بیانگر آن است سقوط امر حسی در جهان بیرونی در جدایی از امر «مجهول» فراحسی است. از اینروست که نیستانگاری با تمامی مفاهیم و ساختارهای جهان مدرن بجز سکولاریسم (Secularism) مشکل دارد و آنان را به چالش میکشد. البته اینها همه صرفاً ادعاست. بزرگترین نقطه ضعف نیستانگاری همان درجا زدن در ردیف سکولاریسم منحط مدرنیتهی غربی است.