تبليغاتX
تأملات واپسین
« چنان رفتار کن که گوییْ بناستْ آئینِ رفتار تو، به اراده ی تو، یکی از قوانینِ عامِ طبیعت شود » ... امانوئل کانت

هر نویسنده به ظن خود قلم دست می­گیرد تا آنچه او وهم و پندار در مردمان اجتماع زمانه خود می­داند هدف قرار دهد؛ حال آن را ستایش کند یا تکفیر. به نظر می­رسد بخت با دومی بیشتر یار است. شاید لازم به ذکر نباشد که وهمْ ایمان نیست و پندارْ طریق دین­ورزی نمی­باشد. ایمان و تدیّن که از سر باور قلبی و تحلیل ذهنی نشأت می­گیرند با وهم و پندار یکسان نیستند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1390 توسط سهیل اسدی |

ابتدا در این رابطه تعریفی ارایه می­کنم. به گمانم توسعه یعنی رسیدن به آن نقطه از پیشرفت و تعالی که انسانها (شهروندان) منابع اصیل سرمایه (سرمایه­های اجتماعی) محسوب شوند، و نه منابع طبیعی. بقول هابرماس (Habermas) توسعه افزایش گنجایش یادگیری بشری است. فرآیندی که در آن انسانِ باارزش و متخصص تربیت شود و ساختارهای اجتماعی نیز ارزش او را پذیرا باشد، فرآیندی است که سازه­های فکری و سیاسی اجتماع تماماً درگیر توسعه می­گردند، مشارکت در تمامی سطوح تصمیم­گیری افزایش می­یابد، رقابت سالم در اجتماع ایجاد می­شود، حاکمیت قانون برقرار می­گردد و اعتماد به نفس ملی در تولید فرهنگ افزایش می­یابد. یک چنین اجتماعی ناگزیر و بگونه­ای اجتناب­ناپذیر اجتماعی با فرهنگِ دمکراتیک خواهد بود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم فروردین 1390 توسط سهیل اسدی |

برقراری عدالت اجتماعی، هرچند نسبی و محدود، مرحله­ای اجتناب­ناپذیر از فرآیند رشد یا توسعه سیاسی در جهان کنونی است. اینکه شهروندان مطمئن باشند دسترسی برابر به امکانات گسترده اجتماعی امکان­پذیر می­باشد خود نشان از درجه­ای از توسعه­یافتگی ملی است. اما توسعه سیاسی تنها به برقراری برابریهای سیاسی-اقتصادی محدود نمی­شود. بطور کلی، گشایش سیاسی در تمامی سطوح و رده­های اجتماعی، ارتقاع سطح فکر سیاسی شهروندان و دخیل کردن آنان در امورات جامعه از اهداف عام توسعه سیاسی است. دمکراسی غایت توسعه سیاسی نیست اما در مرحله­ای از رشد اجتماعی نوعی از دمکراسی بومی در یک کشور برقرار می­گردد. ساموئل هانتینگتون (Samuel Huntington) معتقد است برخی از فرهنگها برای دمکراسی مساعدتر و پذیراترند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم فروردین 1390 توسط سهیل اسدی |