تبليغاتX
تأملات واپسین
« چنان رفتار کن که گوییْ بناستْ آئینِ رفتار تو، به اراده ی تو، یکی از قوانینِ عامِ طبیعت شود » ... امانوئل کانت

رزق غرب در بی ایدئولوژی ماندن انسان عصر حاضر است. به هر میزان که انسانها از محتوا و معنای فطری خود دور بمانند، استعمار نوین به اهداف تسلط­گرایانه­ی خود نزدیکتر خواهد شد. لیبرالیسم به مثابه ایدئولوژی تلاش وافری در جهت حقانیت و طبیعی بودن از خود نشان می­دهد که به مثابه ایدئولوژی نگریسته نشود. ایدئولوژی لیبرالیسم عصر پسامدرن در صدد خالی کردن انسان از محتواست. به هر میزان که انسانها از محتوا خالی شوند، آن مکتب در بیگانه ساختن انسانها و بسط قدرت استعماری خود پیشرو خواهد بود. از نقطه نظر لیبرالیسم هرآنچه هست همین است در صورتی که هرآنچه هست همین نیست. تمام تلاش لیبرالیسم در جهت حقانی نشان دادن وضع موجود استعمار است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389 توسط سهیل اسدی |

مجموعه ای را دست گرفتیم که به بررسی و چند و چون روابط بین الملل در حوزه خاورمیانه می ماند. از اینکه فعل جمع بکار برده شد مراد از بنده و همسرم بود که هر دو در این تحقیق سهم مساوی داریم. این مجموعه بر فرضیاتی استوار است که از باورهای فراملی و فراجناحی و فرادولتی نویسندگان نشأت می گیرد. نویسندگان این مجموعه سعی می کنند نگاه تاریخی خود را بر مناسبات داشته باشند و برای بررسی تحولات مملکت خود ابتدا تصویر بزرگتری بنام خاورمیانه را خوب بنگرند. و اما خاورمیانه کجاست؟ به اختصار در قسمت یکم این مجموعه از روح خاورمیانه سراغ گرفته ایم:

... خاورمیانه بلاد پرتناقض فرهنگی، سرزمین خون، نفت، قیام، شورش، انقلاب، کودتا آنهم پشت سر هم و پی در پی است. سرزمین تناقض­های بزرگ و رفاه شکننده حداقلی است؛ خاورمیانه عرض بزرگترین بی­عدالتی­های تاریخ و همچنین کهن­ترین تمدنهای تاریخ شناخته شده بشری است. خاورمیانه به یک عبارت، از هزار سال پیش، سقوط پی در پی تمدن، حق و انسانیت بوده است. این سرزمین تعاریف وارونه­ای برای مردم، عدالت، حق و آزادی می­شناسد؛ تعاریفی که در هیچکجای دیگر جهان محل و مقام ندارند. معادلات حاکم بر فضای سیاسی خاورمیانه در قرون اخیر بنابراین دگرگونه از هر نقطه دیگر جهان بوده که بر مبنای عقلانی-خردمحور شکل گرفته­اند. در یک کلام، خاورمیانه سرزمین خردستیزی گسترده است...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم شهریور 1389 توسط سهیل اسدی |

۱

شیلر فقید، او که عمق اندیشه­اش کران استبداد سیاه زمانه­اش درنوردیده بود، در روزگاری که آنچنان متفاوت از زمانه ما نیست از خود می­پرسید: «در روزگاری که چیرگی سلطه در هر مسیر دیگر زندگی ریشه دوانده، آیا درست است که این با اهمیت­ترین دستاوردها [فلسفه]، به تصادف فاقد شکل سپارده شود؟» کتاب را می­بندم و گویی آه­ی کشیده باشم از خود می­پرسم، آیا درست است که در عصر انجماد فکر، اسیر و دربند شیاطین بی­فکری بود؟ جوابش را نمی­دانم  -که نمی­خواهم بدانم - اما نیک می­دانم که جز این نیز تقدیر برایمان مقدّر نفرموده است. آدمی لجباز است و هر از گاهی مقاوم. دربرابر بسیاری از اعمال که به قوه مخیله­ی خویش ناپسند بیابد دست به لجبازی و مقاومت می­زند. این هم از احوالات این روزهای من! لجباز شده­ام مثل یک بچه در مقابل حرفها و سخن­هایی که ذهنم ریشه­های کهن و هزاران ساله بر آنها می­یابد. مقاومت می­کنم و حتی اگر بر مسیر حق باشند دست به اجرای آنها نمی­زنم.

۲

 کم کم به تکامل یک منشور فکری دموکراتیک – پروِژه ذهنی که پیشتر آغاز کرده بودم – نایل می­شوم و اینکه متاسفانه چرا دموکراسی (مردم­سالاری) قواره­ی ناجوری است بر اندام ناهمگون بنی­بشر ایرانی. حالا نمی­دانم روزی روزگاری این اندیشه­ها مکتوب بشوند یا خیر اما همین قدر می­دانم مادامی که جامعه در ید تفکرات کهن اسیر مانده باشد، هیچ فکر نوین و دموکراتیکی توان اجرا شدن در کلان اجتماع نخواهد داشت. به جرأت می­توان گفت با استناد به تاریخ جمیع ممالک دموکراتیک امروز جهان، آن بازه­ی زمانی که به مردم­سالاری درغلطیدند، عصری بود که در مقابل برآیند باورهای کهن قومی و مذهبی خویش سخت ایستادند. ایرانیان که این نمی­خواهند، بهتر آنکه دموکراسی را بکل فراموش کنند و خلاص! طعامی است گویی به مزاج ما جور همی نیاید. مهمترین لحظه در مداوای بیماری شاید لحظه­ای باشد که بیمار بپذیرد سخت بیمار است. ما سخت بیماریم و اکثریت هنوز اینرا نپذیرفته است.

چاپ مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم شهریور 1389 توسط سهیل اسدی |